دل‌نوشته‌های یک حلزون
دل‌نوشته‌های یک حلزون

دل‌نوشته‌های یک حلزون

کیسه آبگرم

یعنی من عاشق اونیم که کیسه آبگرم رو اختراع کرد. یه ماچ طلبت... 



مهمان

همونجور که یادتونه سبزی قرمه سبزی نداشتم. خب بیرونم که نمیرم. 

امروز مهمان داشتم، خواستم ماهیچه بپزم بهم گفتن نه دیروز خوردن. خب گزینه ی بعدی قرمه سبزی بود، چون مرغ بسیار خورده بودم، حالا سبزی نداشتم، اومدم از اسنپ بخرم، خریدم، اما برگشت خورد، خودشون کنسل کرده بودم. کاسه ی چه کنم دستم بود که ر زنگ زد، گفت مهمونات کی میرسن، گفتم اینجور شده، گفت دارم میرم بیرون برات می خرم میفرستم. 

دمش گرم، برام خرید، آبغوره هم نداشتم، چند تا خوشمزه جات خریده بود گذاشته بود برام. 

خلاصه یه قرمه سبزی خوشمزه درست کردم. 


* مهمونم داره میره امشب. 

* فک کنم باید ورزشو شروع کنم تو خونه، اینجوری نمیشه. خیلی اذیت کننده داره میشه درد دستم.

* دلم میگیره مهمونم داره میره و تا سال دیگه نمی بینمش.